العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

214

شرح كشف المراد ( فارسى )

1 - اكثر متكلمين اسلامى از معتزله و اماميه مىگويند : خداوند بر فعل قبيح قدرت دارد يعنى قادر است كه ظلم كند ، خوبان را به جهنم ببرد و . . . ولى در خارج هرگز فعل قبيح را انجام نمىدهد و محال وقوعى است امّا اينكه قدرت دارد دليلش آنست كه سابقا گفتيم : صدور فعل قبيح از جمله ممكنات اين عالم است و همهء ممكنات مقدور حق واقع مىشوند و قدرت الهى عام است پس فعل قبيح هم مقدور حق مىباشد و امّا اينكه هرگز انجام نمىدهد دليلش آنست كه در مسأله دوم گفتيم خدا فاعل مختار است و فاعل مختار بدون داعى و اراده فعلى را انجام نمىدهد و خداوند هيچ‌گاه بر فعل قبيح داعى ندارد پس هيچ‌گاه در خارج فعل قبيح را مرتكب نمىشود . و هذا معنى المحال الوقوعى . 2 - برخى از متكلمين معتزله كه نظام باشد مدعى شده كه خداوند بر فعل قبيح قدرت ندارد و لذا انجام نمىدهد بدليل اينكه فاعلى مرتكب فعل قبيح مىشود كه يا نسبت به قبح آن جاهل است و يا اگر عالم است نياز دارد و خداوند نه جاهل است و نه محتاج بلكه او عالم على الاطلاق و غنى مطلق است پس صدور قبيح بر خدا محال است . جواب ما : انجام فعل قبيح براى خداوند استحالهء وقوعى دارد نه اينكه استحاله ذاتى داشته و از محدودهء قدرت حق خارج باشد [ به نظر مىرسد كه مراد هر دو گروه يكى است زيرا نظام هم كه مىگويد : صدور قبيح از خداوند محال است منظورش استحاله وقوعى است نه محال ذاتى و دليل وى شاهد اين امر است و ديگران كه مىگويند : صدور قبيح ممكن است مرادشان امكان ذاتى است نه وقوعى پس آنچه را كه اكثريت ثابت مىكنند نظام ردّ نمىكند و آنچه را كه نظام نفى كرده ديگران ثابت نمىكنند فالنزاع لفظى ] .